ورود  \/ 
ثبت نمودن
24 تیر

Abundance

معنیAbundance :نسبت فراوانى ،زيادى ،وفور،فراوانى
مترادف : plentifulness, copiousness; richness, wealth; number of creatures of a certain species found within a given area (Ecology)
مثالهایی از کاربرد این کلمه
It can offer you just about everything you can think of by day and by night, in abundance.
  اومیتواند درباره هرچیزی که شما میتوانید فکر کنید در روزوشب تعداد زیادی پیشنهاد دهد
It describes the lushness and abundance of the coming millennium.
 
Both are characteristics the Tiphook chairman has in abundance.
 
 

 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

لینک کوتاه

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اشتراک مطالب

Close

خبر را در کانال وشبکه های خود به اشتراک بگذارید