ورود  \/ 
ثبت نمودن
12 مرداد

Inherited

معنیInherited: ارثی
مترادف : resident, tenant, occupant, one who lives in a particular place
مثالهایی از کاربرد این کلمه
My brother inherited the title when he died.
 برادرم وقتی که مرد نامش را به ارث برد.
I inherited it from him on his death, he started.
 
."I thought you were out in Colorado looking at some place you inherited," Dean said
 
 

 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

لینک کوتاه

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اشتراک مطالب

Close

خبر را در کانال وشبکه های خود به اشتراک بگذارید