ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Curative

معنی  Curativeدرمانی
مترادف : healing agent, remedy, antidote, drug
مثالهایی از کاربرد این کلمه
A curative tumour resection was the most important prognostic factor.
 
For years, vintners lobbied regulators without success for permission to advertise therapeutic or curative effects of wine.
 
Homoeopathy, on the other hand, stimulates the body to heal itself and its use can be truly curative.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.