ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Precipitate

معنیPrecipitate: رسوب كردن سرنگون كردن
مترادف : urge, hasten; cast down, toss down; throw down quickly; condense (droplets)
مثالهایی از کاربرد این کلمه
An attack on the country could precipitate a world war.
 
Both countries claimed the same area, precipitating a border war.
 
I producing fixed capital, there would be a precipitate decline in those sectors.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.