ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Compromise

معنیCompromise:سازش – توافق – مدارا كردن
مترادف : settling of a disagreement by making mutual concessions
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Critics accused the mayor of compromising too easily.
 منتقدان شهردار را به توافق سطحی متهم کردند .
Stalin refused to compromise on any of his demands.
 
The employers will have to be ready to compromise if they want to avoid a strike.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.