ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Consent

معنیConsent:موافقت ورثه با مندرجات وصيتنامه رضايت ،اجازه ،توافق ،موافقت ،راضى شدن ،رضايت دادن
مترادف : agreement, accord; permission, sanction
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Consent Defendants who plead not guilty to rape, generally do so on the ground that the victim consented.
 
But she can never entirely master a human soul - not unless you consent to it!
 
Democratic audiences had to consent to this approach.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.