آمارها نشان میدهد از هر دو نفر که به دانشگاه رفتهاند یکی هدفی نداشته و خانهنشین شده، میلیونها نفر فقط برای مدرک درس خواندهاند و نرخ بیکاری زنان فارغالتحصیل به ۶۵.۵ درصد رسیده است.
موضوع اشتغال فارغ التحصیلان در سالهای اخیر یکی از چالشهای بزرگ کشور در مسئله بیکاری شده و دولتها مرتبا پیرامون آن سخن میگویند. با این وجود، حل مسئله بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی چند راه مشخص دارد که غیر از آن کار خاصی نمیتوان کرد و نباید امیدوار به حل مشکلات اشتغالی جوانان درس خوانده بود.
اولا اینکه باید روند رو به رشد ورود به دانشگاه و رقابت شکل گرفته بین دانشگاههای مختلف در جذب دانشجو متوقف شود، آموزشها کیفی و بر اساس نیاز بازار کار باشد و عملکرد جزیرهای آموزش عالی کشور و بیتوجهی به نیازهای روز بازار کار نیز اصلاح شود.
همچنین از زمان مدرسه به بچهها بیاموزند که دانشگاه رفتن آخر آرزو و بالاترین درجه موفقیت نیست و بسیاری اتفاقا اگر راه دانشگاه را نروند در آینده فرد موفقی خواهند بود. به جای برگزاری دورههای نمایشی آموزش شغلی در مدارس، اقداماتی عملی در این زمینه صورت گیرد و مسئله مهارت شغلی برای فرزندان کشور مهم جلوه داده شده و مباحث تئوریک تحصیلی به سمت مباحث عملی و مهارتی سوق یابد.
در مدارس به افراد کمک شود تا با شناسایی استعدادها و علایق شان در آن مسیر گام بردارند و روند به نحوی باشد که فرد در پایان دوره متوسطه، دورنمای روشنی از آینده شغلی برای خود داشته باشد و خلاصه اینکه فرد با اطمینان خاطر بداند باید در چه مسیری گام بردارد.
چگونه درس میخوانیم؟
با این وجود چیزی که درحالحاضر اتفاق میافتد اینکه افراد یک سری مباحث تئوریک و گاهی بیاهمیت را در مدارس فرا میگیرند و حتی در زمان انتخاب رشته دانشگاهی نیز هدف خاصی را دنبال نمیکنند و همه چیز را به انتخاب دانشگاه و شانس میسپارند. مشخص است که در چنین فضایی، میلیونها نفر بیهدف به دانشگاه میروند و تنها یک مدرک تحصیلی میگیرند و بسیاری نیز دنبال پشت میزنشینیاند و استرس بیکاری به شدت جامعه را تهدید میکند.
روند فعلی تحصیل اغلب افراد در دانشگاهها درست مانند این است که بخواهید به مسافرتی بروید که نه برای مقصد آن فکری کرده اید، نه از سلامت خودرو اطمینان دارید و نه لوزام سفر را برداشته اید؛ آنگاه بیهدف به راه میافتید. بنابراین نتیجه چنین سفری از قبل مشخص است.
سوال این است که چگونه میلیونها نفر و دقیقا ۵ میلیون و ۸۱۳ هزار و ۳۲۲ نفر حاضر شدهاند چند سالی از عمر و هزینه خود را صرف دانشگاهها کنند، آنگاه در کنج خانه بنشینند و دست روی دست بگذارند. اگر چنین میاندیشیده اند، دیگر چرا به دانشگاه رفته و وقتشان را تلف کرده اند؟
هرچند به لحاظ آماری ممکن است بخشی از این جمعیت تصمیم داشته باشند با یک وقفهای وارد بازار کار شده و یا در انتظار نتیجه آزمون، گزینش و پاسخ کارفرما باشند؛ اما اینکه در شرایط فعلی ۵ میلیون و ۸۱۳ هزار دانشگاه رفته حتی جویای کار هم شناخته نشوند، علامت سوال بزرگی است که باید به آن پاسخ روشنی داده شود.
۵.۸ میلیون نفر درس خواندند اما...
این مسئله یعنی اینکه نیمی از کل آموزشهای دانشگاهی کشور تاکنون بیهدف و بینتیجه بوده، از هر دو دانشجو، یکی خانه نشین و غیرفعال خواهد شد و هیچ آیندهای برای خود متصور نیست و سالیانه میلیاردها تومان از بیت المال و هزینه شخصی افراد خرج تحصیل شده، اما در واقع دور ریخته میشود!
یک مسئله دیگر این است که شکاف عمیقی بین زمینههای موجود اشتغال برای زنان و مردان وجود دارد و این مسئله در آمارها به خوبی خودنمایی میکند. به بیان ساده تر، شانس زنان و مردان در یافتن شغل یکسان نیست و در بسیاری از موارد، نرخ بیکاری زنان چند برابر نرخ بیکاری عمومی کشور و نرخ بیکاری مردان است.
کارشناسان میگویند بیکاری زنان و فارغ التحصیلان زن کشور دستکم دو مسئله اساسی را نشان میدهد. اولا اینکه میل به فعالیتهای اقتصادی و حضور زنان در بازار کار در یک دو دهه اخیر به شدت افزایش یافته تا جایی که تعداد زنان در حال تحصیل و یا پذیرفته شده دانشگاهی، از مردان بیشتر شده است؛ همچنین این وظیفه دولتها و سیاستگذاران را گوشزد میکند که بسیاری از زنان دیگر آن نگاه سنتی گذشته و خانه نشینی را ندارند و باید زمینههای مناسب تری برای کار و فعالیتهای اقتصادی آنها در جامعه فراهم شود.
با این وجود، چه برای مردان و چه زنان انتخاب درست و صحیح رشته دانشگاهی برای تحصیل باید یک اصل باشد. معمولا افرادی که با هدف و تلاش بیشتر، رشتهای را برای تحصیل انتخاب میکنند موفق تر از کسانی هستند که هدف روشنی نداشته و یا علاقه خاصی را دنبال نمیکنند. هستند بسیاری از افرادی که صرفا برای ورود به دانشگاه، به انتخاب رشته دانشگاه نیز پاسخ مثبت داده و راهی تحصیل شده اند!
جدیدترین آمارهای ارائه شده از سوی وزارت کار درباره اوضاع بیکاری در رشتههای مختلف تحصیلی نشان میدهد که در برخی از رشتهها مانند علوم رفتاری و اجتماعی با نرخ بیکاری ۱۹.۷ درصد، بازرگانی و امور اداری با ۱۹.۵ درصد، حقوق ۲۱.۸ درصد، علوم زیستی ۲۲ درصد، علوم طبیعی ۲۲.۴ درصد، کامپیوتر ۳۹.۹ درصد، صنعت و فرآوری ۳۲ درصد، معماری و ساختمان ۲۵.۹ درصد، کشاورزی، حنگلداری و شیلات با ۲۲ درصد و محیطزیست با ۴۹.۱ درصد؛ بالاترین میزان بیکاری فارغ التحصیلان وجود دارد.
پرکارترین و بیکارترین رشته های دانشگاهی
همچنین در برخی رشتهها مانند تربیت معلم با ۸ درصد، روزنامه نگاری ۸.۸ درصد، بهداشت ۷.۹ درصد، خدمات امنیتی ۸.۴ درصد و خدمات حملونقل با ۱۰.۸ درصد اوضاع بهتری برای اشتغال و جستوجو برای کار وجود دارد. بنابراین طبق این آمارهØ
ویژه
بیکارترین رشتههای دانشگاهی کدامند؟
بازدید: 1943
