| معنیConfirm:تایید کردن |
| مترادف : approve; verify, show to be true; strengthen |
| مثالهایی از کاربرد این کلمه |
| Have you called to confirm your flight yet? |
| آیا هنوز تماس نگرفتی برای تائید پروازت؟ |
| I'll call the hotel and confirm our reservations. |
| In July his worst fears were confirmed: he had cancer. |
توسعه کلمه:
در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.
