ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Lump

معنیLump:تيکه ،غلنبه ،درشت
مترادف :solid shapeless mass of matter; swelling, bump; (Medicine) abnormal mass in a person's body (such as in the breast, etc.); collection, aggregation; stupid person (Slang)
مثالهایی از کاربرد این کلمه
He had a lump on his forehead the size of a golf ball.
 اودرپیشانیش توده ای اندازه توپ گولف داشت
He put the gun in his pocket, where it made a slight lump.
 
I was almost hit by a lump of rock that fell from the cliff.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.