| معنیprovided:ایجاد کردن |
| مترادف : on the condition that; only if |
| مثالهایی از کاربرد این کلمه |
|
Still, having the luxuries Alex provided was delightful. هنوز تجملاتی که آلکس فراهم کرده لذت بخش بود. |
| Provided he poses no danger to us, yes. |
| What Howard provided was an excuse. |
توسعه کلمه:
در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.
