فکر، فکر کردن، بافکر، بی فکر، از روی فکر
I can't think where I put it.
نمیتوانم فکرکنم که آنرا کجاگذاشتم .
برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.