evidence, evident, evidently
شواهد و مدارك، بارز، بطور بارزی
His belief in divine aid was evident to all.
عقیده اش درخصوی کمکهای الهی برای همه آشکاربود.
برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.