ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

dependence, to depend, dependent, independence, independent, dependently, independently, self-dependent, self-dependence

کلمات هم خانواده

dependence, to depend, dependent, independence, independent, dependently, independently,

self-dependent, self-dependence

وابستگی، وابسته بودن، وابسته، استقلال، مستقل،بطور وابسته،بطور مستقل، وابسته به خود، وابستگی به خود

مثالهایی از کاربرد این کلمه
Our relationship was based on mutual dependence.
 
I don't want to depend too much on my parents.
 
The price is dependent on how many extras you choose
 
 
© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.