ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

intend, intention, intentional, intentionally

کلمات هم خانواده

intend, intention, intentional, intentionally

تمایل داشتن، تمایل يا میل،عمدی، عمدا

مثالهایی از کاربرد این کلمه
It was not my intention that she should suffer.
خواسته وتمایل من نبود که او رنج ببرد.

I kept my statement intentionally vague.

 
 
 
 
© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.