ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Afflict

معنیAfflict:مبتلا کردن
مترادف : distress; cause suffering, torment, torture
مثالهایی از کاربرد این کلمه
This type of pneumonia frequently afflicts elderly people.
 
A similar problem may be afflicting the Telnet application.
 
Apparently, mental illness is one of the few diseases requiring hospitalization where thoseafflictedd are released before they are cured.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.