ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Anesthetic

معنیAnesthetic:بیهوش کننده
مترادف : substance which reduces sensitivity to pain (i.e. ether or halothane)
مثالهایی از کاربرد این کلمه
A can of whipped cream uses nitrous oxide, an anesthetic, as a propellant.
 
Neil said. 59 Arm drift is just the way that neurologists tell that the anesthetic has arrived.
 
The chemical, once used as an anesthetic, can be toxic if breathed in high concentrations.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.