| معنیAttributable:قابل استناد – نسبت دادنی |
| مترادف : assignable, chargeable, imputable |
| مثالهایی از کاربرد این کلمه |
| Almost all the rise was attributable to the banlieues. |
| As a result, attributable profits are trimmed to £1.33m. |
| But that claim assumes that every such accident is attributable to this cause. |
توسعه کلمه:
در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.
