ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Breast

معنیBreast: سینه پستان
مترادف : chest; one of a pair of milk secreting organs in female humans; similar organ in some female mammals; similar undeveloped organ in human males; bosom, heart, soul
مثالهایی از کاربرد این کلمه
A variety of experimental technologies are being tested in the effort to find better ways to diagnosebreastt cancer, Blumenthal said.
 
Fill the terrine with layers of forcemeat and guinea fowl breast.
 
I consoled him at my breast when he wept.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.