ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Compensate

معنیCompensate:جبران کردن
مترادف : reward; reimburse, pay back; make up for
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Capital, like labor, was compensated at a rate corresponding to its marginal product.
 سرمایه، مانند کار، در یک نرخ مشابه ، تولید نهایی آنرا جبران کرد 
Given diminishing marginal utility of income, more income in one period can not compensate for lower income in another period.
 
He was compensated by being raised, on 19 June 1627, to the earldom of Sunderland.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.