ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Complain

معنیComplain:شکايت کردن
مترادف : find fault, express displeasure
مثالهایی از کاربرد این کلمه
He constantly complains about how he's treated at work.
 اومدام درباره اینکه چگونه در محیط کار درمان شود شکایت داشت .
If the hotel isn't satisfactory, you should complain to the Tourist Office.
 
Jenny's always complaining that her boss gives her too much work.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.