ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Delinquency

معنیDelinquency: تخلف - قصور
مترادف : failure to perform a duty (pay a bill, etc.); violation of the law; felony
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Alternatively, respondents may exaggerate their delinquencies out of bravado, especially likely with juveniles.
 
Failure to enter into debt slavery equals social delinquency.
 
In the third quarter the company added $ 47 million to its reserves for bad loans from rising delinquencies.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

Delinquency
© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.