ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Hectic

معنیHectic: دارای تب و بیقراری برای کاری
مترادف : feverish, consumptive; agitated, feverishly active, overly excited
مثالهایی از کاربرد این کلمه
He'd just returned from a hectic 10-day trip to New York.
 
I know you have a hectic schedule, but could you pick something up for me on your way home?
 
In the last hectic weeks before the show started we were practically living in the theatre to get it ready on time.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.