ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Insufficient

معنیInsufficient: ناکافی
مترادف : inadequate, deficient, lacking
مثالهایی از کاربرد این کلمه
It may also dismiss a case on grounds of insufficient evidence.
 درحالتیکه شواهد کافی وجود نداشته باشد آن اغلب رد میشود
The temporal dignitaries declared the evidence to be insufficient and suggested that Alexius should be examined by torture.
 
The next eruption, and the one after it, gave insufficient light to help, but then a multiple display hung in the sky like a full moon, giving time for his eyes to search left and right.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.