ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Invigorating

معنیInvigorating: نیرو بخش قوت دهنده
مترادف : energizing, livening; arousing; strengthening; animating
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Ouray County was perfect for invigorating outdoor activity, with its crystal clear air and dry, windless temperatures just below freezing.
  اوری کانتی برای گردشهای انرژی دهنده بیرونی مناسب است با هوای شفافو تمیز وخشک باد کم ودرجه حرارت زیر انجماد
Its altitude gives the city a cool invigorating climate, making it a favourite summer residence for the well-to-do classes of Rio.
 
CAYEY, an inland district and mountain town of the department of Guayama, Porto Rico, celebrated for its cool, invigorating climate and the beauty of its scenery.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.