| معنیLongevity: بلندی عمر |
| مترادف :long life; length of life |
| مثالهایی از کاربرد این کلمه |
| He attributes his longevity to 'a simple diet and a glass of wine every day'. |
| او دلیل طول عمر خود را به یک رژیم غذایی ساده و یک لیوان شراب هر روه نسبت داد |
| the disparity in the longevity of the sexes |
| The inhabitants enjoy good health and longevity. |
توسعه کلمه:
در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.
