ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Obstructive

معنیObstructive: مسدود کننده
مترادف : interfering, impeding, hindering; blocking, clogging (Medical)
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Apparently he has a history of COADs - chronic obstructive airways disease.
 
Local councillors can be quite obstructive to new ventures by farmers.
 
The socialists were accused of being obstructive and delaying the decision-making process.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.