| معنیPermeate: نفوذ کردن – سرایت کردن |
| مترادف : enter, penetrate; infiltrate, pervade; suffuse |
| مثالهایی از کاربرد این کلمه |
| Soon the gas had permeated the entire area. |
| The smell of smoke permeated the house. |
| There is a culture of racism that permeates the entire organization |
توسعه کلمه:
در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.
