ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Put off

معنیPut off:به تعویق انداختن
مترادف : postpone; take off clothing (Archaic); disgust, repulse; deter
مثالهایی از کاربرد این کلمه
The meeting was put off because of the strike.
 
Many students put off doing their homework until it is almost too late.
 
Don't put off your work - do it now.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.