| معنیRemoval: حذف برداشت |
| مترادف : act of taking off, act of shedding; act of taking away; elimination; ejection, dismissal |
| مثالهایی از کاربرد این کلمه |
| the removal of investment controls |
| حذف کنترل های سرمایه گذاری |
| Treatment usually consists of removal of the tumour combined with drug treatment. |
| Don't forget to budget for your removal expenses. |
توسعه کلمه:
در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.
