| معنیResort: چاره – توسل |
| مترادف : popular vacation site, place of recreation; source of help, source of protection |
| مثالهایی از کاربرد این کلمه |
| Acapulco is one of Mexico's most popular resorts. |
| آکاپولکو یکی از محبوب ترین استراحتگاه های مکزیک است |
| Lift tickets at most ski resorts are about $30 to $40 a day. |
| Residential care should not be used as a last resort. |
توسعه کلمه:
در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.
