ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Rough

معنیRough:خشن – زبر – بد شکل
مترادف : coarsen, become rough; behave violently; prepare in preliminary form, sketch
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Give us a rough idea of what you're trying to do.
 
He fell, cutting his forehead on the rough edge of a rock.
 
He gave us a rough outline of the course.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.