ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Satisfactory

معنیSatisfactory:رضایت بخش
مترادف : providing satisfaction, gratifying a need or appetite; adequate, sufficient
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Lynne got satisfactory grades and was offered a place at university.
 
Nobody could give Donna a satisfactory answer to her question.
 
You won't get paid unless your work is satisfactory
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.