| معنیSecrete:ترشح کردن |
| مترادف : discharge, exude; hide, conceal |
| مثالهایی از کاربرد این کلمه |
| No one knew where the old woman had secreted her jewels. |
| They had secreted $120 million in a Swiss bank account. |
| It secretes a new, soft wrinkled skin beneath the shell. |
توسعه کلمه:
در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.
