| معنیVigorous:پر توان – نیرومند |
| مترادف : robust, strong; energetic, active |
| مثالهایی از کاربرد این کلمه |
| At 80, Peck was still vigorous and living in Paris. |
| پک درسن 80 سالگی هنوز هم نیرومند بود و در پاریس زندگی می کرد. |
| Next there was a vigorous Russian dance, with plenty of stamping of feet and clapping. |
| Williams' question started a vigorous debate among board members. |
توسعه کلمه:
در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.
