ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Ward off

معنیWard off:دفع کردن
مترادف : prevent, drive away
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Actually, Gerald's intent was probably to ward off an attack, rather than chastise Alex.
 
Indeed, the bulk of the reign of Aurelius was spent in efforts to ward off the attacks of the barbarians.
 
No sustained effort was made to ward off the inroads of the Danes and others, who were constantly attacking the borders of the Empire.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.