ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Disorder

معنیDisorder:مختل کردن
مترادف : lack of order, confusion; something irregular; disturbance; malady, sickness
مثالهایی از کاربرد این کلمه
After several hours of fierce fighting, the rebel troops retreated in disorder.
 پس از چند ساعت از مبارزه شدید، نیروهای شورشی در اختلال عقب نشینی کردند.
After two years of therapy, Duane was able to conquer his eating disorder.
 
Children who suffer from personality disorders often receive little or no treatment until it's too late.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.