ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Affairs

معنیAffairs:امور
مترادف : matters and transactions having professional or public interest; personal business or concern
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Burton had been involved in a love affair with a woman who ended up taking most of his money.
 
He accused his wife of having an affair.
 
I had no idea that Mike had an affair with Carolyn!
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.