ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Bear

معنیBear:تحمل کردن
مترادف : give birth
مثالهایی از کاربرد این کلمه
A messenger arrived, bearing a letter from the ambassador.
 
An oak table bore several photographs of the family.
 
At the head of the procession a group of dark-suited men bore the coffin into the church.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.