ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Crash

معنیCrash:تصادف-برخورد
مترادف : smash, wreck; downfall, collapse; condition in which the computer becomes stuck during an operation and must be restarted (Computers)
مثالهایی از کاربرد این کلمه
He lost control of his car at the first bend and crashed.
 
Hundreds of hospital records were wiped out when the network crashed.
 
I installed the new program and my computer crashed.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.