| معنیFutile: بیهوده - عبث |
| مترادف : fruitless, unproductive; unsuccessful; worthless; frivolous |
| مثالهایی از کاربرد این کلمه |
| All efforts to save the child proved futile. |
| همه تلاشها برای نجات بچه ای که ثابت شده بیراهه میرود میباشد |
| Demonstrators condemned the summit as a futile and fruitless exercise. |
| Kevin made one last futile attempt to persuade Sandra to go with him, then left. |
توسعه کلمه:
در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.
