| معنیGrim: وحشي – خشن – بي رحم |
| مترادف : unyielding; stern, fierce; merciless, heartless, cruel; horrible, frightful |
| مثالهایی از کاربرد این کلمه |
| A grim-faced diplomat read out the declaration of war. |
| a grim-faced policeman |
| a grim economic situation |
توسعه کلمه:
در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.
