ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Inclination

معنیInclination: نهاد سیرت تمایل - شیب
مترادف : tendency; liking, preference; slope, incline, slant; bending, leaning
مثالهایی از کاربرد این کلمه
The speed of the ship must therefore be so regulated that the angle of immersion is as great as the inclination of the steepest slope passed over
بنابراین سرعت کشتی باید طوری تنظیم شود که زاویه غوطه وری به بزرگی شیب تندترین سرازیری گذر باشد
Gabriel sensed he was trying to balance his natural inclination to be discreet with his obligation to serve the deity that raised him from the dead-dead.
 
In all this his critics scented an inclination towards Catholicism; and Leo did actually glorify the counter-Reformation, e.g.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.