ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Master

معنیMaster: خبره شدن استاد شدن- اصلي- استاد
مترادف : lord, ruler; captain of a ship; principal of a school; owner of a slave or animal; expert practitioner; skilled artist, virtuoso; one who has victory over another; one whose teachings inspire and guide others; title of respect for a young male
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Bill Ritchie is now the master of these techniques, but he learnt them originally from Lawrence.
 
Deaver was a master of his craft.
 
He is master of the depths.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.