| معنیPartial: ناقص |
| مترادف : fractional, fragmentary, incomplete; biased, prejudiced |
| مثالهایی از کاربرد این کلمه |
| partial disability |
| a partial solution to the problem |
| At best, the mission was a partial success. |
توسعه کلمه:
در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.
