ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Predisposed

معنیPredisposed: متمایل
مترادف : dispose in advance, make liable beforehand; make sensitive, make susceptible
مثالهایی از کاربرد این کلمه
And their education and trailing had predisposed them to hard work.
 
Diabetes predisposes the patient to fungus or other opportunistic infections involving the intracranial contents.
 
I was predisposed not to like him; maybe he sensed this.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.