ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Provision

معنیProvision: توشه تهیه ماده شرط
مترادف : supply, stock; act of supplying or furnishing; measure, means; food; condition, stipulation
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Clinton repeatedly has supported the portability and access provisions.
 کلینتون بارها و بارها از قابل حمل و دسترسی بودن آذوقه(توشه) حمایت کرده است.
In countries without adequate welfare provisions for the poor, unemployment may be very much more severe in its effects.
 
Nevertheless, our weekly bill for provisions alone came to 25 shillings, or half of our total income.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.