| معنیRequire: خواستار بودن – نیاز داشتن |
| مترادف : demand, claim; need, call for, have need for; order, command; necessitate, compel |
| مثالهایی از کاربرد این کلمه |
| Higgins' broken leg will probably require surgery. |
| پای شکسته هیجینز احتمالا نیاز به جراحی دارد |
| Is there anything further you require, sir? |
| Most house plants require good light and regular watering. |
توسعه کلمه:
در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.
