ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Restrain

معنیRestrain: مهار کردن جلوگیری کردن
مترادف : curb, hinder; arrest, take away one's liberty; repress, subdue
مثالهایی از کاربرد این کلمه
His arm was hurting him and he had to be restrained from doing too much.
 
It took four officers to restrain Wilson before he could be handcuffed.
 
It took three men to restrain him.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.