ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

transitory

معنیtransitory: گذرا – موقتي
مترادف : temporary, impermanent, intermediate, passing
مثالهایی از کاربرد این کلمه
The benefits are transitory, wearing off as the alcohol is filtered out of the body.
 
This departs from the measure based on lifetime incomes, on account of systematic life-cycle factors and of transitory variation in incomes.
 
This is probably due to the relatively transitory nature of what they name.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.