ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Trap

معنیTrap: حقه – گير انداختن – تله
مترادف : capture, contain, snare
مثالهایی از کاربرد این کلمه
I didn't take the money with me, because I was worried it might be a trap.
 
If we're lucky, the thief will fall right into our trap.
 
Sensing the lawyer's trap, Horvath refused to answer.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.